میگویند مولا علی (ع) دردهایش را با چاه زمزمه میکرد چون بعد از زهرای اطهر (ع) کسی در سطح اندیشه های او نبود گرچه این یک قیاس مع الفارق است اما حکایت منهم هست با این تفاوت که چاه من نت شده است انبوهی از دردها احاطه ام کرده است دردی را که حتی نمیتوانم به نزدیکانم در خانه نیز بگویم چون چماقی میشود و بر فرقم فرود می آید دیشب با خود می اندیشیدم که چه باید کرد مشکلات خانه و تصمیم گیری دشوار در موضوعی سخت وپیچیده بیماری که همه افکارم را معطوف به خود کرده مشکلات شغلی و دغدغه های ناشی از آن که امانم را بریده و مشکل مزمن باقیمانده از روزهای پایانی سال گذشته که همچون خوره به جانم افتاده و فعلا پایانی بر آن متصور نیست همه وهمه پتکی شده اند که بر سرم فرود می اید و اندام نحیفم را نشانه رفته اند و در این زمین و در این زمانه چه میتوان کرد شاید مرگ پایان خوش این مسایل باشد ولی فعلا که محکوم به زندگی هستیم لاجرم باید یه او پناه برد و بر او توکل کرد تا سرفرازنه از مرداب خارج شد خدایا تنها از تو مدد میجویم یاریم کن
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 19:34  توسط محمد مهدي خاني زاده بهابادي
|