نداریغیر از این عیبی که میدانی که زیبائی
من از دلبستگیهای تو با ائینه دانستم
که بر دیدار طاقت سوز خود عاشق تر از مائی
بشمع و ماه حاجت نیست بزم عاشقانت را
تو شمع مجلس افروزی تو ماه مجلس آرائی
منم ابر و توئی گلبن که میخندی چو میگریم
توئی مهر و منم اختر که میمیرم چو میائی
مراد ما نجوئی ورنه رندان هوس جو را
بهار شادی انگیزی حریف باده پیمائی
"مه روشن" میان اختران پنهان نمی ماند
میان شاخه های گل مشو پنهان که پیدائی
کسی از داغ و درد من نپرسد تا نپرسی تو
دلی بر حال زار من نبخشد تا نبخشائی
مرا گفتی :که از پیر خرد پرسم علاج خود
خرد منع من از عشق تو فرماید چه فرمائی؟
من آزرده دل را کس گره از کار نگشاید
مگر ای اشک غم امشب تو از دل عقده بگشائی
"رهی" تا وارهی از رنج هستی ترک هستی کن
که با این ناتوانیها به ترک جان توانائی
اردیبهشت ماه ۱۳۲۹
من مانع ماندن کوه نخواهم شد
من مالکیت خورشید را نخواهم خواست.
من مالک مهتاب نخواهم بود.
من رودخانه را در یک مسیر اسیر نخواهم کرد
جاری شدن رسالت رود است و ...
باید که آب را تشنه بنوشید.
من برگ و شاخه را در کنج باغچه زندان نمیکنم.
من مالک گیاه نخواهم بود
باید که خسته زیر سایه بیآساید
من آتش درون زمین را
در خانه یگانه مهمان نمیکنم
اما که من این من ...
در تمامی راهی که تشنه ام
از چاه آب میکشم
آنگه که سردم است مهمان آفتاب میشوم
من خاک و دانه را...
تا برقراری آدم بروی خاک
با آب پیوند میزنم
من از بن زمین هزاران سال
آتش میآورم
من کار میکنم و مالک کارم
من کار میکنم.
همه ساله می بایست بنویسیم
موضوعی تکراری برای درس انشا
"علم بهتر است یا ثروت "
وهمه استدلال کودکانه داشتیم
واصرار زیاد برخاسته از فطرت پاک
که آری علم بسیار نیکوتر است
چون رفاه واسایش برای بشریت در پی دارد
چون با علم میتوان جهان بهتری ساخت
اما دریغ و درد
که علم هم گاهی به بیراهه رفت
واتم را شکافت
اما بمبی هم شد که چون فرود آمد
میلیونها نفر را خاکستر کرد
وهنوز زخم ان پا برجاست
بر پیکر بشریت
و موارد دیگر که مجال آن نيست
كه حاجت به بيان هم نيست
ولي در عصر واژگوني ارزشها
پول حرف اول را زد
و صاحبش در صدر نشست
ومحترم شد و مريد پيدا كرد
حتي انديشمندان و دانشمندان را تسخير كرد
تا در خدمت انديشه هاي ناسالم او باشند
و ديگر همه ميدانند
كه با ثروت ميتوان خيل محالات را ممكن كرد
و ثروت قساوت آورد و بيرحمي و پليدي
چون همه را برده ميديد و خود آقا
و من نمي دانم
كودكان معصوم ما
هنوز هم براي اين موضوع
چه انشائي مينويسند
ولي آرزو ميكنم
كه زمانه ارزشها را بجاي خود بگذارد
تا عادلانه باز هم علم بهتر باشد.