<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سپيده دم</title>
<link>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/</link>
<description>فرهنگي -اجتمائي - سیاسی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 15 Nov 2009 12:11:08 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>هجوم بی رحم دروغ</title>
<link>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>...قابیل در پی داشتن  برادر کشت و برای بیشتر داشتن - با دستیاری کلاغان هابیل را چون دانه ای کاشت و از دانه قتل میوه حکومت چید و پس از آن قتل میوه قابیل شد و حکومت بهشتش و هر لحظه هابیلی جست و به خاکش کشاند تا غرفه ای از بهشتش را بازخرد .پس هابیلی از پی قابیلی به خاک می افتاد و با دهان خاک بلعیده میشد تا جنگل حکومت قابیل انبوه تر شود و نشیمنگاه کلاغان وسیعتر  - جنگل وسیع و وسیعتر شد و جمع کلاغان انبوه و انبوه تر و شب غلیظ و غلیظ تر و قانون جنگل چنان دیر ماند که تقدس یافت و قتل عام مشیت الهی نام گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کدامین خورشید می توانست شبی چنین غلیظ را بشوید و کدامین حقیفت می توانست در هجوم بی رحم دروغ سر بر افرازد؟  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                               &quot;پرویز خرسند&quot;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 12:11:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmkhanizadeh&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>mmkhanizadeh</dc:creator>
<guid>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خاطره</title>
<link>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>درست سی و یک سال قبل (سال ۵۷ شمسی و ۹۸ قمری) همچون امسال ماه مبارک رمضان در شهریورماه بود و در شب ۲۱ رمضان پس از افطار و در شرایطی که تظاهرات هنوز در شهرهای بزرگ هم فراگیر نشده بوددر یکی از شهرستانهای دور افتاده بهمراه جمع زیادی از دوستان تظاهراتی علیه رژیم شاه براه انداختیم که پس از طی مسافت کوتاهی  به محاصره عوامل رژیم سابق در امدیم که با چوب و شلاق بجانمان افتادند و خلاصه من بهمراه ۲۲ نفر دیگر بعنوان عوامل اصلی دستگیر و روانه بازداشتگاه شدیم فضائی بسیار کوچک و در هوای گرم شهر کویری و بدون امکانات سرمایشی و بهداشتی!!! این بازداشت سه روز طول کشید و طی این سه روز گاه و بیگاه و نیمه شب بازجوئی میشدیم انهم با طعم سیلی و شلاق !!در این مدت کوتاه بدن هایمان با شلاق کبود شده بود اما دلهایمان به اینده روشن بود فضای بازجوئی مملو از رعب و وحشت بود اما قامتان استوار بود چون براهمان ایمان داشتیم و در انتظار حکومتی بر امده از اندیشه های مترقی اسلام بودیم اینک بعد از گذشت ۳۱ سال از ان روز گرچه وضعیت قابل قیاس با قبل نیست اما بی شک تا رسیدن به جامعه ارمانی و مدنیه فاضله راه زیادی داریم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این اولین و اخرین تجربه بازداشت در زندگیم بوده است اما تجربه تلخ انرا هیچگاه فراموش نخواهم کرد و همچنان از بازداشت و زندان متنفرم چون انجا انسان اسیر است و ازادی نیست  بنابراین در این ماه رحمت و در این لیالی قدر از درگاه حضرت دوست با تمام وجود میخواهم و میطلبم که :&quot;اللهم فک کل اسیر &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ضمنا شهادت نمونه متعالی حاکم اسلامی و شهید عدالت و محراب حضرت علی (ع) را به همه شیعیان و ازادگان جهان تسلیت عرض میکنم التماس دعا&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Sep 2009 19:36:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmkhanizadeh&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>mmkhanizadeh</dc:creator>
<guid>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عید مبعث</title>
<link>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>فردا روز مبعوث شدن آخرین فرستاده خدا حضرت محمد (ص) است پیامبری که رحمه للعالمین است پیامبری که با تعالیم حیات بخشش از یک جامعه نیمه وحشی امتی نمونه ساخت .
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیامبری که همه را به یکتا پرستی دعوت کرد تا بساط شرک و ریا و نفاق بر چیده شود و به انسانها کرامت داد تا در مقابل بندگان خدا کرنش نکنند و همه اعمال و توجه اشان معطوف به رضایت او باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیامبری که انسانها را به تعقل و تدبر و تفکر دعوت کرد تا از جهل وخرافات و تحجر مصون بمانند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیامبری که بشریت را به معنویت؛ اخلاق نیکو ؛برادری و برابری و صداقت و صلح وصفا فر خواند تا در دام دروغ و فریب و تزویر نیفتند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیامبری که همه ارزشهای متعالی را به جوامع بشری ارائه داد تا راه درست زندگی کردن را بیاموزند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروزه بیش از ۵/۱ میلیارد انسان در جای جای گیتی پیرو او و اموزه های نجات بخشش هستند گرچه قلیلی از اینها با برداشتهای قشری از مکتب او کژ راهه رفتند و اسلام طالبانی ساختند و حتی در کشور خودمان نیز برخی مروج اسلام سطحی و متحجرانه هستند و سعی میکنند بر چهره خورشید خاک بپاشند اما بی شک آنچه او برای بشریت بارمغان اورده است فرهنگ ساز و نجات بخش است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عید سعید مبعث را به همه مسلمانان و آزادگان جهان تبریک و تهنیت عرض می نمایم و از درگاه حضرت حق میطلبم که آموزه های حقیقی و ناب او را در جهان بگستراند تا شاهد برقراری عدالت و صلح و صفا و ارامش خاطر نوع بشر گردد و بساط ظلم و جنگ و دروغ و فریب بر چیده شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ضمنا در این روز خجسته &quot;سپیده دم&quot; نیز دو ساله میشود از حضرت دوست استعانت میجویم تا توفیقی دهد بیشتر و بهتر بنویسم ومرا از محافظه کاری و ذبح حقیقت در پای مصلحت مصون دارد.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Jul 2009 20:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmkhanizadeh&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>mmkhanizadeh</dc:creator>
<guid>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قیدهای دموستنسی!</title>
<link>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>مرحوم دکتر شریعتی در مقدمه سخنرانی &quot;تشیع صفوی ؛ تشیع علوی&quot; مطلب جالبی میگوید:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;دموستنس &quot; یک خطیب بزرگ و معروف یونانی است او آدم ضعیفی بود بچه خیلی شرمگین و صدایش بسیار نا رسا و اندامش بی قواره و فن سخن گفتن را حتی در حد یک بچه معمولی بکلی بلد نبود در آن دوره ی یونان که سوفیسم از همه قویتر بود و سوفیستها یعنی سخنوران بزرگ و نیرومندی که با قدرت بیان شب را روز و روز را شب نشان میدادند بر سرنوشت جامعه و افراد حکومت میکردند.(سفسطه از همین جا میاد)  دموستنس بچه کوچکی بود و ارثی که  باو رسیده بود مدعیان خوردند برای اینکه در دادگاه وکلای مدافع مدعیان و غاصبین که از همین سوفیستها بودند بقدری با توانائی توانستند حق او را  ضایع  بکنند و غصب دیگران را حق نشان بدهند که او از این ارث بزرگ محروم شد .این محرومیت که بوسیله قدرت سخن و منطق دچارش شده بود در او واکنشی ایجاد کرد که اگر من می توانستم حرفم را بزنم و می توانستم استدلال مخالف را جواب بدهم حقم اینچنین تضییع نمی شد برای همین تصمیم گرفت علی رغم ضعف بدنی و ضعف بیان و صدا و جاذبه نداشتن قیافه بر همه ی ضعفها یش چیره شود و یک سخنور توانائی شود که بعد بتواند حقش را احیا کند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای اینکار تمرینهای خاصی کرداو تنها به کوهستان میرفت و در میان سنگها حفره ای درست کرد باندازه ای که خودش ایستاده بتواند در این حفره جای بگیرد و در اطراف و دیوارهای این حفره و غار تیغها و میخها و سیخهائی  بشکلی نصب کرده بود که بتواند یک فضای متناسب و محدود و مقیدی داشته باشد که وقتی در ان قرار میگیرد و تمرین سخنرانی میکند دستش و سرش و بدنش و گردنش را نتواند بیش از آنچه لازم است حرکت بدهد و یا حرکات اضافی و ناشیانه به اندامش بدهد باین شکل که وقتی سخن میگوید دستش را به همان میزانی بتواند حرکت بدهد که برای بیان آن سخن لازم است و اگر دستش را بطور انحرافی ویا اضافی حرکت داد بیکی از این تیغها و یا سیخها بخورد و مجروحش بکند و بعد این زنندگی ها و گزندگیها و این محدودیتهای تیز و تند او را مقید به حرکات یکنواخت و هماهنگ و لازم بکند برای اینکه یکی از تمرینهای سخنرانی اینست که اداهائی که سخنران در می آورد متناسب و طبق یک فنی باشد او سالها در آن قیدها و در میان ان سیخها و تیغها  در بیابان تمرین  کرد ودر انجا که کسی هم نبود و خجالت هم نمی کشید خطاب به یک جمعیت فرضی سخن می گفت فریاد میکشید و عقده هایش را خالی میکرد  این تمرینات البته بعدا اورا به یک سخنور بزرگ تبدیل کرد و خطیب بزرگی شد که در تاریخ بعنوان یکی از خداوندان سخنوری شناخته میشود و حتی برای یکی از سخنرانی هایش ۷ سال تمرین و کار کرده است و خلاصه توانست حقش را اعاده نماید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; از ماجرای دموستنس می توان آموخت که انسان در اثر تمرین و ممارست می تواند بر همه مشکلات فائق اید و به آرزوهایش برسد و در واقع ترجمان این ضرب المثل است که &quot;خواستن توانستن است&quot;همچنانکه سارتر میگوید &quot; اگر یک انسان فلج ؛ قهرمان رشته دو نشود خودش مقصر است &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما هدف اصلی من از ذکر این داستان چیز دیگری است واقعیت  اینست که منهم حرف  و تحلیل از وقایع کشور و جامعه برای بیان و نوشتن  زیاد دارم  اما دچار قید ها و سیخها و تیغهای دموستنسی شده ام چون  نوشتن مطلبی که به هیچکس و هیچ جا برنخورد  و کسی ازرده خاطر نشود واقعا مشکل است و انسان را دچار محافظه کاری میکند اینجاست که ارزش &quot;آزادی &quot; و &quot;آزاد اندیشی &quot; مشخص میشود که چه نعمت بزرگیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهرحال با نزدیک شدن به انتخابات سرنوشت ساز خرداد میخواهم خود را از این قیدها رها ساخته و تحلیهائی درباره ان بنویسم  و از شما عزیزان نیز میخواهم با نظرات خود مرا یاری دهید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 08 Apr 2009 21:27:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmkhanizadeh&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>mmkhanizadeh</dc:creator>
<guid>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبریک عید نوروز</title>
<link>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>گرچه چند روزی از سال نو گذشته ولی برای تبریک گفتن شاید دیر نباشد از اینرو عید سعید و باستانی نوروز را به همه هموطنان عزیز تبریک و تهنیت عرض نموده و امیدوارم سالی سرشار از پیروزی و بهروزی و شادکامی و موفقیت  داشته باشید.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ضمنا هفت سین &quot; سلامتی &quot; ؛&quot;سعادت&quot; ؛&quot;سرافرازی&quot; ؛&quot;سربلندی&quot; ؛&quot;سرور&quot; &quot;سرسبزی &quot;و &quot;سروری&quot; تقدیمتان باد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاد و برقرار باشید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 26 Mar 2009 15:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmkhanizadeh&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>mmkhanizadeh</dc:creator>
<guid>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فاجعه غزه</title>
<link>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>یکی از دوستان از من خواسته درباره فاجعه غزه بنویسم واقعیت اینست که آنچه امروز در غزه میگذرد قلب هر انسان دردمندی را بدرد میآورد بخاک وخون کشیدن کودکان و زنان که هیچ جرمی مرتکب نشده اند صدای دهشتناک  بمب و انفجار را شنیدن و امنیت نداشتن  محاصره اقتصادی وکمبود اب و غذا و دارو  و  سکوت مرگبار نهادهای بین المللی وبسیاری از مصائب دیگر بخشی از حادثه ایست که اینروزها در غزه رقم میخورد من واقعا تحمل دیدن این صحنه های قتل و جنایت را ندارم فقط از خدا میطلبم که این نظام غیر عادلانه حاکم بر جهان را نابود نماید تا  سایه شوم جنگ و کشتار و ویرانگری از گیتی رخت بر بندد و  جهان هیچگاه شاهد تکرار این حوادث نباشد و همه در صلح و ارامش زندگی کنند</description>
<pubDate>Sat, 17 Jan 2009 08:13:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmkhanizadeh&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>mmkhanizadeh</dc:creator>
<guid>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>محرم</title>
<link>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>بی شک ماه محرم در فرهنگ تشیع از جایگاه والائی برخوردار است چون در این ماه امام حسین (ع) و بستگان و فامیل و یارانش در سال ۶۱ هجری قمری در کنار فرات و در یک نبرد نابرابر به شهادت رسیدند تا به همه انسانها در طول تاریخ بیاموزند که مرگ شرافتمندانه  از زندگی ذلیلانه و در زیر سلطه زور و ستم و نقاق و پلیدی بهتر است معلم شهید &quot;دکتر شریعتی &quot; میگوید:اینکه حسین پس از کشته شدن همه یارانش به دشمن میگوید ایا کسی هست که مرا یاری کند؟ مگر نمیداند کسی نیست این سوال سوال از تاریخ و از همه ماست و این سوال انتظار حسین از عاشقانش را در همه عصرها و همه نسلها بیان میکند که ای همه انسانها !  اگر  میخواهید آزاده زندگی کنید هیچگاه ظلم و ستم را تمکین نکنید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تاسوعا و عاشورای حسینی را به همه شما عزیزان تسلیت عرض نموده و از درگاه باریتعالی میطلبم که همه ما را شیعه وپیرو آن حضرت قرار دهد و درسهای بزرگ عاشورا را در زندگی روزمره خود جاری سازیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یاحق و التماس دعا&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Jan 2009 19:51:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmkhanizadeh&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>mmkhanizadeh</dc:creator>
<guid>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چگونه جهان ساخته میشود؟</title>
<link>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>اندیشمند سخت مشغول مطالعه و غرق در اندیشه بود پسر بازیگوشش مدام مزاحم او میشد و تفکراتش را بهم میریخت برای اینکه از دست او راحت شود&quot; نقشه جهان&quot;که در مقابلش بود پاره پاره کرد و به پسر بچه داد و گفت آنرا همانند پازلی درست کن و با چسب بهم بچسبان تا نقشه جهان بدست آید . 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پسر بچه که شناختی از کشورها و قاره ها و جغرافیا نداشت انجام اینکار برایش دشوار بود ناگهان نگاهش به قسمتی از پشت نقشه افتاد که بخشی از تصویر یک انسان بود خوشحال شد و در صدد برامد تا تصویر انسان را کامل کند که نتیجه قطعی انهم مشخص بود کامل شدن نقشه جهان!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینکار را بسرعت انجام داد و آنرا نزد پدرش برد او که از سرعت عمل پسر غافلگیر شده بود از او پرسید چگونه اینکار را باین زودی انجام دادی پسر جریان راگفت که چگونه با کامل کردن تصویر انسان در پشت نقشه نقشه هم خود بخود کامل شده است و در همان حال اندیشمند باین نکته کلیدی رسید که &quot; هرگاه انسان درست شود جهان خودبخود ساخته خواهد شد.&quot;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 19 Dec 2008 19:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmkhanizadeh&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>mmkhanizadeh</dc:creator>
<guid>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کوه طلا</title>
<link>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>میگویند شخص فقیری از کنار کوهی رد میشد بخدا گفت چه میشد این کوه طلا میشد و از آن من !&lt;BR&gt;بلافاصله کوه طلا شد و این فقیر خوشحال ! لذا در مقام شکر بخدا گفت: &quot;تا کور شود هر کس که کم چیزی از خدا بخواهد&quot; بیدرنگ کور شد میدانید چرا؟&lt;BR&gt;چون انجام این کار برای خدا کار بزرگی نبود که این بینوا فکر میکرد خواسته بزرگی مطرح کرده است  لذا دعا ی دومش هم مثل دعای اول مستجاب گشت 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آری خدا بزرگ و تنها مطلق هستی است خواسته  های بزرگ خود را از او طلب کنیم خواسته هائی که نجات بخش انسانها باشد و برای بشریت صلح - آزادی ـ آرامش - انسانیت - معنویت و عدالت وبسیاری دیگر از ارزشهای متعالی بدنبال داشته باشد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 04 Dec 2008 17:58:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmkhanizadeh&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>mmkhanizadeh</dc:creator>
<guid>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نعمت سلامتی</title>
<link>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>مدتیست دچار گرفتاری و بیماری یکی از نزدیکانم شده ام که به جراحی هم نیازمند بود جراحی دیسک کمر که البته  با موفقیت هم انجام شد ولی  واقعا نعمت سلامتی بالاترین نعمت الهی است که متاسفانه قدرش را کمتر میدانیم ساعتها ایستادن در مطب پزشکان - تشخیص های متفاوت انها - یافتن پزشکی متبحر که ریسک کمتری داشته باشد - هیاهوی بیمارستانها و هزینه های سنگین آن و تاسف بارتر از همه درخواست زیر میزی و .. همه وهمه بما هشدار می دهند که مواظب سلامتی خود باشیم تغذیه مناسب - دوری از استرسها که واقعا در زندگی نفس گیر امروزه کاری بس د شوار وسخت است و ورزش روزانه  به سلامتیمان کمک میکند که صرورت دارد در برنامه روزانه خود بانها بها دهیم تا گرفتار بیماری و تبعات آن نشویم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای همه مریضان آرزوی بهبودی کامل وبرای همه شما عزیزان از درگاه حضرت دوست سلامتی میطلبم التماس دعا&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Nov 2008 19:03:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmkhanizadeh&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>mmkhanizadeh</dc:creator>
<guid>http://mmkhanizadeh.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
